آبنوس

 
 
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٩
 

با شمام. بعله با شمایی که اون بالا نشستی و به صندلی راحتت تکیه دادی و داری به آدما از اون بالا نگاه می کنی.لطفا به من بگین چرا این کارها را می کنین؟ تماشای بدبختی آدما لذت بخشه؟دیدن سگ دو زدن و به جایی نرسیدنشون کیف داره؟  


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 


 
comment نظرات ()
 
 
دو مرد ماهیگیر
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٩
 

دو مرد، در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند. یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست.

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت، آنرا در ظرف یخی ای که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریاچه پرتاب می کرد.

ماهیگیر با تجربه، از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی ها را از دست می دهد بسیار متعجب بود. لذا پس از مدتی از او پرسید:

- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا چه پرت می کنی؟
- مرد جواب داد: آخر تابه ی من کوچک است!
 

 

***

گاهی ما نیز همانند این مرد، شانس های بزرگ، شغل های بزرگ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم. چون ایمانمان ضعیف است.

ما، به مردی که تنها نیازش، تهیه یک تابه ی بزرگتر بود می خندیم، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم.

خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد.

این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل، از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی.
هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست.


 
comment نظرات ()
 
 
جملاتی زیبا از بزرگان
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٥
 

آخر ساعت درس یک دانشجوی دوره دکترای نروژی ، سوالی مطرح کرد : استاد،شما که از جهان سوم می آیید،جهان سوم کجاست ؟؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود.من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد- پروفسور محمود حسابی

دستم بوی گل میداد،مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند؛اما هیچکس فکر نکرد که شاید من یک گل کاشته باشم! (ارنستو چه گوارا)

هرکسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند. (گوته)


 وقتی در قبال ناروایی هایی که در حقتان انجام شده، ناراحت و پریشان می شوید و کینه به دل می گیرید خود را در واقع آلت دست دیگران قرار داده و در نتیجه قربانی رفتار آنها شده اید. محق بودن چیزی را تغییر نمی دهد و آب رفته به جوی باز نمی گردد. پس خصومت و دشمنی و کینه را از قلبتان بیرون کنید. بخشودن بزرگترین مولد انرژی جهان است- وین دایر

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۱
 

 

در جلسه امتحان عشق

من مانده ام و یک برگه سفید!

یک دنیا حرف نا گفتنی

ویک بغل تنهایی و دلتنگی...

درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!

در این سکوت بغض الود

قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!

و برگه سفیدم

عاشقانه قطره را به اغوش می کشد!

عشق تو نوشتنی نیست...

در برگه ام کنار ان قطره

یک قلب کوچک می کشم!

وقت تمام است.

 برگه ها بالا...

 


 
comment نظرات ()
 
 
سوتک
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۸
 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد 

 

                 نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت 

 

ولی بسیار مشتاقم 

 

                که از خاک گلویم سوتکی سازد، 

 

                       گلویم سوتکی باشد،بدست کودکی گستاخ و بازیگوش 

 

                                      و او یکریز و پی در پی  

 

                 دم گرم و چموش خویش را بر گلویم سخت بفشارد 

 

                                        و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد، 

 

                بدین سان بشکند در من، 

 

                                       سکوت مرگبارم را......... 

 

                                                  «دکتر علی شریعتی»    


 
comment نظرات ()
 
 
حمید مصدق
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٦
 

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را در دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال ها هست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت    
                                                       


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٥
 

از انسانها غمی به دل نگیر؛

 زیرا خود نیز غمگین اند؛

 با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند؛

 زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛

 پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!

**دکتر علی شریعتی**

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٩
 

 

 

یـــــــار مـن نـازک بـدن خوابـیـــده زیــر نستــرن

 

تـرسم که بوی نستـرن خواب است و بیــدارش کند

 

 

 

ای شــپره پر پر مـزن انـدر حرم یــار من تـرسم

 

صـدای شــهپرت خــواب اسـت و بیـــدارش کنـد

 

 

پــــیراهنی از بــرگ گـل از بـهر یــارم  دوخــتـم

 

از بـس لطیف است این بدن ترسـم  که ازارش کند

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : در جستوی .... - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٥
 

 

همین چند وقت پیش بود که تو خیابونا قدم می زدم دیدم آدما قلبشونو گرفتن دستشونو هرکدوم نوعی مواظبشن

 

 یکی جلوی دلش سپر گذاشته بود که نکنه یه وقتی محبت کسی به دلش بیوفته ! یکی همین جوری دلش رو رها کرده بود و براش مهم نبود که چی به سرش میاد ! بعضیا هم قایمش میکردن و بعضی ها  مثل من دلشون رو دستشون گرفته بودن و ...

داشتم قدم میزدم که یهو به یه کوچه رسیدم که بالاش نوشته بود : بن بست عشق!

 

خیلی کنجکاو شدم برم تو و ببینم که اونجا کجاست ؟

 

از همون اولش یه خورده شیشه هایی زمین ریخته بود ولی من توجهی به اونها نمی کردم تا اینکه نمی دونم چی شد دلم از دستم افتاد تا اومدم برش دارم یکی از عقب سر رسید و زیر پاهاش له کرد و بی تفاوت از کنارم رد شد منم همون جوری نیم خیز مونده بودم

 

برگشتم از پشت نگاهش کردم ولی اون حتی برنگشت ببینه چه اتفاقی افتاد ! منم زانو زدم و نشستم و خرده های دلم رو جمع کردم تو دستم و دیگه جلوتر نرفتم از همون جا برگشتم خونه

 

 به خونه که رسیدم همش رو ریختم تو گلدونی که تو حیاطمون بود

 

 آخه می دونی می خواستم پس فردا که خدا رو دیدم همش رو بدم بهش

  آخه میگن خدا خریدار دلهای شکسته است مگه نه؟

 

 میگن خدا دلها شکسته رو میگیره و پیش خودش نگه میداره ... میگن اونا رو یه جایی نگه میداره تا یه روز اونهایی که شکستنش رو ازشون باز خواست کنه

 


 
comment نظرات ()